عضو هیئت علمی گروه مطالعات زنان .دانشکده علوم اجتماعی و اقتصادی دانشگاه الزهرا ، تهران
چکیده
نقشآفرینی زنان در دوران دفاع مقدس، صرفاً محدود به حضور در پشت جبههها و پشتیبانی از رزمندگان نبود، بلکه مشارکت فعال، آگاهانه و داوطلبانه آنان در عرصههای گوناگون اجتماعی، فرهنگی، امدادی و حتی نظامی، چهرهای نو و چندبعدی از زن مسلمان ایرانی را به نمایش گذاشت. زنانی که نهتنها با حضور در صحنههای جنگ، پشتیبان و حامی رزمندگان بودند، بلکه با ایفای نقشهای متنوعی چون امدادگر، پرستار، مربی فرهنگی، راوی، نویسنده و گاه حتی مبارز، سهمی بیبدیل در تقویت روحیه مقاومت، انسجام جبهههای دفاعی و تداوم فرهنگ ایثار و پایداری ایفا کردند. این حضور فعال، نشاندهنده تحولی عمیق در گفتمان جنسیتی رایج در جامعه ایران پیش و پس از انقلاب اسلامی است؛ تحولی که به بازتعریف جایگاه زن در بستر اجتماعی و فرهنگی منجر شد. در این میان، ادبیات پایداری بهعنوان یکی از بسترهای مهم بازنمایی این نقشها و تجارب زیسته، نقشی کلیدی در ثبت و تثبیت این تحولات داشته است. این ادبیات توانسته است با خلق تصویرهایی چندلایه و هویتساز از زنان در جنگ، سهم آنان را در شکلگیری فرهنگ مقاومت و هویت ملی ایرانیان بازتاب دهد. زن در این متون، نه موجودی صرفاً منفعل، بلکه فاعل اجتماعی و معنابخش روایتها و خاطرات جنگ است. مقاله حاضر با رویکردی تحلیلی-انتقادی به بررسی بازتاب حضور زنان در متون ادبیات پایداری میپردازد و تلاش دارد با تحلیل روایتهای موجود، نقش زنان را در شکلدهی به گفتمان مقاومت، تکوین هویت زن مسلمان ایرانی و تحول فرهنگی-اجتماعی ناشی از جنگ بازخوانی کند. در این چارچوب، پیوند میان تجربه زیسته زنان در دفاع مقدس و بازنمایی آن در ادبیات، بهمنزله بستری برای درک ژرفتر از جایگاه فرهنگی و اجتماعی آنان در تاریخ معاصر ایران تحلیل میشود. این بررسی، ضمن توجه به وجوه هنری، ارزشی و معنایی ادبیات پایداری، در پی پاسخ به این پرسش است که چگونه بازنمایی زن در متون مقاومت، گفتمان جدیدی از زن مسلمان ایرانی را بنیان نهاده است.